۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

روش انتقاد کردن


بسم الله الرحمن الرحیم
 وایزینگر، هندری. هیچ کس کامل نیست. ترجمه پریچهر معتمدگرجی. چاپ سوم. تهران، مروارید، 1370. 
(وایزینگر، 1370، ص )
كلیات
انتقاد، راهی به سوی کمال است . (9)
مردم  معمولاً انتقاد کردن ر ا دشوار و از شنیدن انتقاد ناراحت می شوند. (9-10)
    - آنها که از انتقاد اظهار ناراحتی می کنند، سبب می شوند عیبها در وجودشان باقی بماند. (ب 11)
    - مردم معمولاً انتقاد را با عیبجویی یکسان می دانند. (11)
    - انتقاد منفی و نا خودآگا ه از ا نتقاد سنجیده و آگاهانه رایجتر و زیانبارتر است. (12)
    - انتقاد زیاد، شخصیت افراد را منکوب می کند. (12)
    - نباید از چیزی انتقادکرد که اختیا ر آن در دست افراد نیست. مثل بلندی قد و .... (ب13)
    - هیچگاه فال بد نزنید . (ب13)
    - نباید طو ری انتقادکرد که شخصی فکر کند همیشه اشتباه می کند. (ب14)
    -انتقاد نباید یک طرفه باشد، باید به طرف نیز  مجال جواب داده شود. پیشنهاد مشخصی نیز ارائه شود. (14)
     -در انتقاد باید آینه وار عمل کرد. بدیها وخوبیها، هر دو را انتقال داد. (ب15)
    -انتقاد انسان رابه تحرک وا می دارد. (16)
    -انتقاد می تواند سبب برداشت واقعگرایانه از مسائل شود. (16)

تعریف انتقاد

انتقال اطلاعات به دیگران به گونه اي که بتوانند آن را در جهت مصالح فردی خود بکار گیرند. (16)
   - انتقاد کننده باید در هنگام انتقاد اینگونه فکر کند: می خواهم به تو و روابط بین من وتو کمک کنم. (ب17)
  -انتقاد شونده باید در هنگام شنیدن انتقاد فکر کند: می خواهد کمکم کند. (ب17)
  -طرزتلقی ازیک مشکل می تواند ناراحتی آفرین باشد و نه خود مشکل. ( اپیکتتوس حکیم 18)
  -اعمال دوستان را به نیکو ترین وجه، تعبیر کنید. (19)
  - هیچگاه ارزیابی دو نفر از یک موضوع، کا ملاً مشابه نیست. (20)
  -واكنش افراد نسبت به انتقاد، به  شرایط روحی آنها نیز مربوط می شود. (21)
  - در خودتان انتظار تشویق را پرورش ندهید تا از انتقاد های دیگران آزرده نشوید. (22-23)
  - انتظار خودمان از دیگران را بر مبنای واقعیتها تنظیم کنیم. (24)
  - انتقاد باید متوجه اکنون باشد، نه آینده. (27)
  - نگوییم: «توهمیشه این طورخواهی ماند.» تا تلقین نشود. (ب27)
  - سخنان زیرلبی که درهنگام انتقاد با خود می گوییم نشانگر طرز تلقی ما از رفتار فرد و راهنمای چگو نگی عملکرد ماست .(28)
   - گاهی انتقاد، اگر چه سالم، افراد را به قدری ناراحت می کند که وسایل را می شکنند. (30)
   - اگر کسی کاری کرد و نتیجه ای که از نظرخودش خوب است گرفت، آن را تکرار می کند. (32)

فواید انتقاد

   - انتقاد حرکت می آورد، آموزش می دهد، نیاز ها را بیان می کند، پیشرفت می آورد، اصلاح می کند. (35)
   - نحوه گفتن انتقاد و اهنگ بکار رفته در آن، ممکن است به رنجش طرف بینجامد .(36)
   - در انتقاد منفی، هر دوسوی انتقاد ضرر می بینند .(38)

انتقاد سازنده

- هر انتقاد باید یک هدف سازنده را دنبال کند .(38)                                                                         
- هدف از انتقاد نباید خبر ساختن و یا تحقیر افراد با شد (38)
-شرمنده کردن دیگران در هنگام انتقاد بی اثر است و منجر به حالت دفاعی گرفتن طرف می شود.(39)
- در انتقاد سازنده میان رفتار غلط با شخص صاحب رفتار تمایز ایجاد می شود. (39)
- در انتقاد سازنده باید نشان دهیم که رفتارغلط عمدی نبوده است. (40)                                 
- در انتقاد سازنده نباید افراد را سرزنش کرد. (40)                                                                
- در انتقاد از نوشته های دیگران باید کاملا عیب را مشخص کرد و راه حل ارائه داد. (41)
-در انتقاد سازنده نباید احسا سات شخص خود مثل بی حو صلگی یا نومیدی را دخالت داد .(44)
- فریاد زدن، تمسخر کردن، اخم کردن،ادا در آوردن و... از تا ثیر مثبت انتقاد می کاهد .(44)
- به هنگا می که انتقاد کننده و انتقاد شونده درمعرض فشارهای شدید عاطفی هستند، نباید عمل انتقاد صورت پذیرد .(44)
- در انتقاد، فقط جنبه های منفی را نبینید. (45-46)
- د ر انتقاد سازنده، نباید از(باید) و (نباید) استفاده کرد. راه پیشنهادی را نیز نباید به عنوان تنها راه صحیح مطرح نمود. (47-46)
- هر سخن، جایی و هر نکته مقامی دارد. انتقاد، نیز این گونه است. (47)
- در حالت اغتشاش ذهنی، افسردگی، نگرانی، خستگی و عصبانیت اشخاص نباید انتقاد نمود.(48)
- یادآوری های همراه با تهدید، ازسازندگی انتقاد می کاهند .(49)
- استفاده از تهدید در  انتقاد به فلج شدن فرد مورد انتقاد یا قبول اجباری مسأله می انجامد.(50)
- استفاده ی مداوم  از تهدید به عنوان یک روش انتقادی، به بی اثر شدن آن می انجامد (50)
-(من که به تو گفتم ...) روش خوبی در انتقاد نیست .(52)
- خوب است انتقاد سازنده به صورت سؤال محترمانه مطرح شود. (فکر نمی کنی بهتر بود ...) (52)
- گاهی بی اثر ماندن انتقاد به این دلیل است که طرف اهل پذیرش  انتقاد سازنده نیست . (53)
- اگر کسی با دید مثبت به انتقاد مخرب دیگران بنگرد ، آن انتقاد به سازنده تبدیل می شود . (53)
-  تکرار، همانند دیوار سنگی در برابر انتقاد است. (54)
- گفتن جملاتی نظیر: من سالهاست که این گونه ام ، می دانم چه می گویید اما راه من بهتر از راه شماست و .... دیوار سنگی در برابر انتقاد است . این دیوار سنگی مانع از دستیابی ما به اطلاعات جدیدی می شود که می توانند به رشد ما کمک کنند .(54-55)
- «آری ، امّا ...»، پاسخ مخربی به انتقاد است، زیرا راه سازندگی را مسدود می سازد. (55)
- «آری ، امّا ...»، دفاع از تصویری است که فرد در ذهن خود دارد .(56)
- یک به دو کردن در هنگام مواجهه با یک انتقاد ، کانون اصل بحث را تیره می سازد .(57)
- فرار از موقعیتهایی که ممکن است در آن از ما انتقاد شود، سبب محروم شدن ما از فرصتهای اطلاعاتی مناسب و نیز عادت شدن تدریجی فرار شده، ما را در ردیف بی تحملان در برابر انتقاد قرار می دهد. (57-58)
- پذیرش سطحی انتقاد (گمان می کنم حق با شما باشد .) ارزش انتقاد را به شدت کم می کند .(58)
- پذیرش سطحی انتقاد، به این دلیل که عمل در آن نیست، انتقادكننده را مأیوس  می سازد.(58)
- در همه شیوه های منفی بر خورد با انتقاد ، یک پاداش و یک پیروزی کوچک وجود دارد و آن این است که به من ما، ضربه ای نمی خورد و همین امر به تدریج اعتیاد آور می شود و ما را از پیروزیهای بزرگتر باز می دارد.(59-60)
- برخورد منفی با انتقاد سبب می شود که انتقاد کننده از انتقاد کردن دلسرد و ما نیز از کسب اطلاعات سازنده محروم شویم . (60)
- قبل از انتقاد ازدیگران به این سوال پاسخ دهید : چگونه انتقادم را بیان کنم طوری که هم بپذیرد و هم رابطه مان بهتر شود . (62)
- قبل از انتقاد : موضوع انتقاد را کاملاً مشخص کنید. از کلماتی نظیر همیشه و هرگز استفاده نکنید، قاطع و دقیق باشید ، احتمال تأثیر بدهیم، برای جلوگیری از گزندگی انتقاد، به نتایج مثبت آن  اشاره کنیم و انگیزه اصلاح را در فرد مورد نظر از راه بر شمردن مزآیای عمل به آن انتقاد تشویق کنیم. انگیزه یاد شده باید برای طرف مقابل ارزشمند باشد و آن را مهم بداند. (64-70)
- در انتقاد سازنده باید انتظار خود را از فرد انتقاد شونده به طور دقیق بیان کنیم. (70)
- انتقاد حقیقی آن است که بر محاسن تکیه کند ، نه معایب ( ژوزف ادیسن مقاله نویس انگلیسی)(71)
- فردی پیش دوستش از رفتار داروخانه شهر کوچکشان گلایه کرد. دوست او به رئیس داروخانه انتقال داد که فرد مورد نظر به تحسین مدیریت داروخانه پرداخته است . آن فرد وقتی بار دیگر به داروخانه رفت با کمال رضایت از آنجا خارج شد . (71-72)
- بسیار خوب است پس از انتقاد از طرف بخواهیم که آنچه را انتقاد کرده ایم تکرار نماید تا مطمئن شویم منظورمان را درست فهمیده است. (74)
- خوب است از طرف انتقاد بخواهیم که نظرش را در مورد انتقادمان بیان کند . این کار احساس ناامنی را در او از بین می برد .(75)  
- اگر طرف انتقاد، انتقاد را بپذیرد ولی در عمل به آن مقید نباشد، انتقاد کننده آزرده خاطر می شود . (75)
- چگونه گفتن در انتقاد مهم است. (76)
- گفتن جمله « این را بخاطر خودت می گویم. » بی تأثیر است .(76)
- انتقاد ها فی نفسه ممکن است درست یا نادرست باشند. (76)
- انتقاد خود را به صورت یک حکم و نظر صد در صد صحیح بیان نکنید . (76)
- انتقاد را به عنوان یک عقیده شخصی خودتان مطرح کنید و عقیده طرف را جویا شوید. (76)
- به هنگام انتقاد خودتان را به جای طرف بگذارید احساس همدلی کنید . (78)
- انتقاد باید در نهایت محبت گفته شود .(78)
- زمان و مکان مناسب برای انتقاد انتخاب کنید. (79)
- طوری انتقاد کنید که دوست دارید از شما انتقاد کنند. (79)
- در حضور دیگران ، از کسی انتقاد نکنید . (79)
- زمانی که عیبی در شما هست همان را در دیگری انتقاد نکنید . (80)
- پس از انتقاد ، چگونگی تغییرات را پیگیری کنید . (79- 80)
- انتقاد فاقد پیگیری، کمتر سازنده است. (80)

در هنگام انتقاد

- در هنگام انتقاد نباید طرز فکر منفی داشت. طرز فکر منفی، خود را نشان می دهد. (80 )
- انگیزه های انتقاد را با توجه به شرایط زمان و مکان می توان تا اندازه ای تشخیص داد. (81)
- به هنگام انتقاد، احساسات مثبت خود را در قالب اظهار علاقه بیان کنید. (83)
- به هنگام انتقاد، واضح و شمرده صحبت کنید تا طرف حرفتان را بفهمد. (90)
- به هنگام انتقاد، موضوع را مختصر و مفید بیان کنید تا طرف بی حوصله نشود. (90)
- به هنگام انتقاد، صدای بلند، لحن خشن، طعنه، اخم، و....سبب تخریب انتقادند. (90)
- از  شتابزدگی درانتقاد بپرهیزید. (90)
-پیش بینی واکنش طرف انتقاد در برابر انتقاد و انجام تدابیری برای پیشگیری آن بسیارمفیداست. (90)
-اگرانتقادتان گرفت، طرف راتحسین کنید. (90)

چگونگی انتقادپذیری

-اگرانتقاد را به نحو مثبتی بپذیریم, سودبخش است. (92)
-انتقادات دیگران می تواند سرعت دهنده رشد فکری ما باشد. (92)
-انتقاد منبع اطلاعات فراوانی است، پیرامون: نظردیگران درارتباط با ما، شخصیًت انتقادکننده، راههای رشد ما و ....(93)
-  سعی کنید در هنگام انتقاد دیگران به خود تلقین کنید. ممکن است حرف مفیدی
بزند. (94)
- انتقاد دیگران دلیل شکست شما نیست. انتقاد را دقیقاً ارزیابی کنید .(94)
- هیچگاه به خود تلقین نکنید که: این شخص همیشه ازمن انتقاد می کند، بگویید این شخص، گاهی ازمن انتقادمی کند. (95)
- انتقاد را هیچگاه زیاد تعمیم ندهید. به خود تلقین کنید که بعضی کارهایم بد و بعضی دیگرخوب بوده اند. (95)
- با افزایش گفتگوهای درونی مثبت، قادر خواهید بود که اعمال سازنده  بیشتری انجام دهید.(95)
- گرایش به سوی گفتگوهای درونی مثبت، ازالقائات منفی ممانعت می کند.(95)
-انتقاد نشانه تعمّق بیشتر است و نه ایجاد تغییر فوری در رفتار.(95)
-برای ارزیابی درست از یک انتقاد،گاهی لازم است سؤالاتی را از انتقادکننده پرسید. (97)

1- سنجیدن اعتبار انتقاد

الف اهمیت انتقاد : هر قدر انتقاد را مهمتر تلقی کنید، اثر آن بیشتر می شود. (98)
ب- منبع انتقاد: آیا انتقاد کننده صلاحیت علمی و تجربی لازم برای انتقاد را داراست؟ (99)
     منبع انتقاد: آیا دیگران، نظر انتقاد کننده را تأیید می کنند؟ بپرسید. (100)
ج- شرایط عاطفی :گاهی شخصی انتقاد كننده بخاطر فشارکاری، حسادت و... انتقاد های بیجا می کند. (102)
د- تکرار یک انتقاد : اگر انتقادی خاص توسط افراد مختلف و بارها تکرار می شود؛ مهم است.(104)
ه- نیاز به انرژی: تغییر برخی رفتارها نیا زمند صرف انرژی فراوان است. آیا آمادگي آن را دارید. (105)
 اگر در عالم واقع، پس از صرف انرژی فراوان نمی توانید رفتاری را تغییر دهید، این کار را نکنید. (106)
 اگر تلاش فراوان به شکست منجر شود، رنج مشکل دو برابر می شود. (106)
و- سنجش سود وزیان: آیا سود عمل به انتقاد، بر ضررش می چربد؟(106-107)
می توان از انتقاد کننده پرسید که سود عمل به این انتقاد چیست؟ (108)

2- کنترل احساسات وعواطف

 عصبانیت وعشق، به یک اندازه هیجان تولید می کنند. (109-110)
 کنترل احساسات منفی در برابر انتقاد: از احساسات ناراحت کننده می کاهد. (110)
 کنترل احساسات منفی در برابر انتقاد: سبب کانالیزه شدن مسیرانرژی می شود. (110)
 کنترل احساسات منفی در برابر انتقاد: تلقین کنید: حفظ ارامش ،تنفس عمیق ،عدم گره كردن مشت ها، .... (111)
 کنترل احساسات منفی: به خود بگوئید این تغییرات ناشی از عصبا نیت و یا ترس است .(111)
 کنترل احساسات: از آن احساسات به عنوان منبع انرژی مثبت استفاده کنید. (111)
 جسمتان را آرام کنید. بروید بخوابید. اعضای بدن را سفت وسپس شل کنید. به خود نکات مثبت را تلقین کنید. خا طرات خوش را به یاد اورید؛ تا عصبانیت شما بخوا بد. (112-114)

پذیرش مؤثر انتقاد

 پذیرش مؤثر انتقاد آن است كه در عمل جلوه کند. (115)
در انتقاد، حالت مقابله به مثل و دفاع نگیرید. (116-117)
با پرسیدن چند سؤال، موضوع انتقاد را دقیقاً بپرسید. (117-118)
یک فرد متوسط فقط یک سوم شنیده هایش را جذب ویک ششم شنیده ها را حفظ می کند.(118)
انسان می تواند پنج برابر صحبت کردن،گوش دهد. (118)
راه حل انتقاد را بپرسید. «اگر شما جای من بودید چه کار می کردید؟» (119)
درخواست نظر از انتقاد کننده، به روند سالم انتقاد کمک فراوانی می کند. (119)
صحبت های خو د را با انتقاد کننده، پس از پایان گفتگو، به روی کاغذ بیاورید. (119-120)
نگویید: (حالا ببینم چه می شود؟) یا (سعی می کنم بهتر شوم.) (120)
برای تغییر رفتار خود استراتژی در نظر بگیرید. (120)
با خودتان قراردادی ببندید؛کتبی، دقیق، زمانبندی شده، با جایزه و جریمه، کنترل پیشرفت، یادداشت رفتارها، تقسیم اهداف بزرگ به اهداف کوچکتر و شروع از ساده ها، از محیط کمک بگیرید (اگر زیاد تلویزیون می بینید وکم مطالعه می کنید، محل تلویزیون را جای بد ومحل مطالعه را جای خوب قراردهید .) (120-123)
منافع ما وضرورت زندگی ما حکم می کند راه بهره گیری صحیح از انتقادهای دیگران را یاد بگیریم. (123)

انتقاد جنسی

انتقاد جنسی، از دشوارترین انواع انتقاد است .(125)
انتقاد جنسی، اگر بد انجام شود سبب از بین رفتن عزت نفس  فرد وکانون گرم خانواده میشود .(125-126)
بهتر است انتقاد جنسی، از راه حرکات، لحن، صدا، انقباض عضلات و... منتقل شود تا کلمات (128)
انتظارات، منطقی باشند .(129)
در روابط جنسی، میانگین خاص وجود ندارد .(131)
تصور ناتوانی جنسی اگر تکرار شود به ناتوانی می انجامد.(132)
روابط جنسی، آئینه تمام نمای روابط خانوادگی است .(132)
اگر شخصی از روابط جنسی خود راضی است، به احتمال قوی روش درستی در پیش گرفته است. (133)
انتقاد جنسی، ممکن است در قالب حرکات مختلف بدن ظاهر شود. (135)
قبل از آمیزش نباید ایجاد تنش یا نگرانی نمود و نباید بر نوع خاص از روابط جنسی اصرار کرد. (135)
به هنگام انتقاد جنسی، بر معایب تأكید نکنید، محاسن را نیز در نظر داشته باشید. (136)
در انتقاد جنسی، مواظب باشید لحن کلامتان دستور گونه ویا تهدیدآمیز نباشد .(137)
در انتقاد جنسی، از چیزی که قابل تغییر نیست ،انتقاد نکنید. (137)
در انتقاد جنسی، از تما یلات جنسی همسرتان انتقاد نکنید. (137)
جمله های انتقادی را بیشتر با لغت (من) وبه صورت میل و آرزو بیان کنید. (137)
انتقادتان گنگ و بی مسما و مبهم نباشد. (138)
انتقادتان را به هیچوجه به مقایسه نکشانید. (138)
در هنگام انتقاد جنسی، همه مسئوولیتها را گردن طرف نیندازید خودتان هم مسئوولید .(138)
فراهم کردن زمینه مناسب وترغیب، بهتر از تبلیغ عجولانه است .(139)
انتقاد مؤثر: راه چاره را در موقعیت مناسب نشان دهید. (139)
انتقاد جنسی را با لحن معترضانه ومحبت آمیز انجام دهید. (140)
وقتی همسرتان از شما انتقاد می کند ،تلاش کنید ضمن کنترل واكنش خود ، منظورش را دقیق بفهمید. (140)
از انتقاد همسرتان زود نتیجه گیری نکنید. تفسیر کنید.توضیح بخواهید. دقیقا چه چیزی ؟(140)
به انگیزه ی همسرتان از انتقاد، و پیشنهاد او توجه کنید. (141)
اعتماد مهمترین نکته در پذیرش یک انتقاد سازنده است. (141)
صراحت بیش از حد در روابط جنسی زیانبخش است. (142)
انتقاد بیش از حد صادقانه،بد است! (143)
راست گفتن واجب نیست، دروغ گفتن حرام است. (143)
حقایق آزاردهنده را تنها زمانی بگویید که مطمئن باشید نفع گفتن آن بیشتر از نگفتن آن است .(143)
صدای دلنشین زوجین در ایجاد رابطه ای خوب موثر است. (144)

انتقاد از کودکان

مردم در طول یک روز عادی، انتقادات زیادی از کودکان خود به عمل می آورند. (146)
بیشتر انتقادات از جانب مادرهاست. (147)
انتقادات دوران کودکی تا ابد در ذهن کودک نقش می بندد. (147)
انتقاد باید مشخص، محترمانه و فاقد پیشداوری باشد. (148)
اگر از کودک بد انتقاد کنیم؛ اسباب گریز او از خود، انتقادی شدن او و... را فراهم کرده ایم .(150)
انتقاد مخرب ممکن است به گریه، خشم، اضطراب و زود رنجی کودک منجر شود. (150)
انتقاد مخرب ممکن است سبب بیزاری کودک از محیط انتقاد (یادگیری) شود. (150)
بر سر هر اشتباه کوچک، سر بچه داد نزنید. (150)
انتقاد مخرب و مداوم از کودک، ممکن است روابط والدین را بد کند. (150)
ستایش بیش از اندازه نیز به اندازه ی انتقاد مخرب، اثرات منفی دارد. (151)
انتقاد مخرب به عزت نفس والدین وکودک ضربه می زند .(151)
انتقاد مخرب سبب بدبین شدن کودک به جهان می شود .(152)
در انتقاد والدین نسبت به کودک، باید پدر و مادر توافق نظر داشته باشند .(153)
رفتار مورد انتقاد باید مورد مشاهده ی دقیق وهمه جانبه قرار گیرد .(154)
کودک نباید از سوی والدین مورد انتقادات ضد و نقیص قرار گیرد.(154)
بهتر است درانتقاداز کودک با سایر معلمان ومربیان او هماهنگ شد .(155)
به هنگام انتقاد از کودک، به رفتار ناپسند او حمله کنید نه به خود او.(156)
در انتقاد از کودک:کلمات قابل فهم بکار برید، به سن او توجه کنید، حرفتان راخلاصه کنید، به شخصیت او لطمه نزنید، صمیمی باشید، تهدید به کار نبرید، به او در انجام کار کمک کنید، وقت بگذارید و اگر توجه به حرفتان کرد تشویقش کنید. (157)
«بچه ها به الگو بیشتر نیاز دارند تا به انتقاد» ژوزف روبرت فیلسوف. (157-158)
- در ارائه الگو به کودک: مهم باشد، قدرت تقلید وجود داشته باشد، فرصت کا فی جهت مشاهده رفتاروجود داشته باشد، الگو بودن کار را به طریقی مناسب و موثر یاد اوری کنید (تا از کارهایی نظیر سیگار کشیدن تقلید نکند)، در الگو کاملا مداوم باشید (همیشه درست باشید) هر گاه از كار خوبی تقلید كرد، او را تشویق کنید. (159)
گاهی لازم است کودک توسط شخصی غیر از والدین وخویشاوندان نصیحت شود. (160)
به هنگام استفاده از منابع دیگر برای نصیحت کودک: خودتان همزمان انتقاد نکنید، کودک پی نبرد که شما طرح مزبور را ریخته اید، «منبع دیگر» معتبر باشد. (161)
-گاهی به جای انتقاد، نقش عوض کنید. بگذارید کودک جای شما باشد و شما کار کودک را انجام دهید. (162)
در تعویض نقش والدین با کودک: کودک باید موافق باشد، احساسات خود را در هنگام ایفای نقش بیان کنید، فقط در مورد بچه های بالای 7سال کاربرد دارد، اگر کودک آن را تنبیه می داند از اجرای آن خود داری کنید. (163)
تکنیک قیاس: یک کار خوب فرزندتان در گذشته را با دقت یاد آوری کنید، مطمئن باشید که کودکتان نیز جزئیات آن را به خاطر دارد و خودش را برای آن تحسین می کند. بگویید این کار شبیه آن کار است و اجازه دهید که خودش نتیجه بگیرد. (اگر استعداد ذهنی لازم را برای نتیجه گیری ندارد کمکش کنید. )(164-165)                                                                              
سوال کنایه آمیز، مناسب انتقاد نیست .(165)
پرسش انتقادی رابا تأكید بر توانستن و نه چرا شروع کنید. «چرا» بهانه تراشی می اورد. (166)
خودتان را در روند انتقاد شریک کنید. (حاضرم کمک کنم ...)(166-167)
پرسش انتقادی را با لحن تشویق آمیز بکار برید. آن را با محتوای ذهن کودک مرتبط سازید. اگر کودک نمی تواند پاسخ را بیابد، کمکش کنید. اگر کودک پاسخ مثبت داد، تشویقش کنید. (167-168)
انتقاد از طریق بازی: والدین با پشتکار باشند. در هر وضع مناسبی از بازی استفاده شود. بازی تفریح بوده، با نتیجه ی مثبت تمام شود. (به نفع بچه ).(170)
شرط بندی دوستانه: (شرط می بندم می توانی ظرف ده دقیقه اسباب بازی هایت را جمع کنی !) شرط باید رقابت بر انگیز باشد، مناسب سن کودک باشد، خیلی آسان نباشد. لحن صدا طوری باشد که کودک به اثبات برتری خود ترغیب شود، شرطهایی نشود که ایجاد اضطراب کند. (این روش، همیشه مؤثر نیست زیرا بعضی کودکان به رقابت اهمیت نمی دهند). (170-172)
اول تحسین، بعدانتقاد: از چیزی تعریف کنید که برای فرزند مهم باشد، تعریف صمیمانه باشد، رفتار مورد تحسین با رفتارمورد انتقاد ارتباط منطقی داشته باشد. (173)

گوشزد كردن عواقب

به جر وبحث کشیده نشود، خو دتان را بی طرف بدانید، تأكید کنید که در صورت عوض کردن رفتار، وقوع آن نتایج حتمی نیست، تأكید شود که عواقب کار فقط برای او و نه شما مهم است ،گفته ها کوتاه باشد وسخنرانی نشود، این روش، در مورد کودکان بالای هشت سال اثرات بیشتری دارد .(174-175)
شوخی وطنز: (در این روش از کودک رفتار معکوس را به شوخی خواستار می شوید و...) مواظب باشید که شوخی را با طعنه اشتباه نگیرید و نیز مواظب باشید که شوخی از اهمیت انتقاد نکاهد. (175-176)
- گاهی بهترین انتقاد، انتقاد نکردن است. (176) وقتی کودک خو د متوجه است. (177)
شنیدن انتقاد از بچه ها
ارزش انتقاد را بسنجید، عکس العمل خود را کنترل کنید، کاملاً به سخنان کودک توجه کنید، علا قه نشان دهید، به او کمک کنید تا خواسته اش را کاملا توضیح دهد، به صحبت کردن تشویقش کنید، خود را شریک احساسات او نشان دهید، هیچ برخورد منفی از خود نشان ندهید، راه حل بخواهید، رفتار مورد انتقاد را تا اندازه ی لازم تغییر دهید و این را لفظا به کودک بگویید، از کودک بخاطر انتقاد درستش تشکر کنید. (178-181)
- رفتار شما با کودک باید طوری باشد که انتقاد به عنوان یک هدیه تلقی شود. (181)

انتقاد در محیط کار

بر خورد واقع بینانه با انتقاد در محیط کار: نتیجه مثبت آن به خود ما بر می گردد، ارزش ما پیش رئیس بیشتر می شود، محیط کار به فضای آزاد تبدیل و سطح کار ارتقاء می یابد. (184)
انتقاد از کار با انتقاد در محیط کار متفاوت است، دقت شود. (184)
چگونه در محیط کار انتقاد کنیم ؟ حتی الامکان از حالت آمرانه انتقاد بکاهید، به نتایج کار توجه کنید، محیط کار را خوب بشناسید، مکان مناسب (خلوت ،آمادگی طرف ) انتخاب کنید، انتظارات بر اساس واقعیات عینی ونه ذهنی استوار باشند، به منافع مشترک حا صل از انتقاد تأكید شود، به انتقاد از دریچه طرف مقابل نگاه کنید، انتقاد را به صورت یک سلسله اطلاعات مفید مطرح کنید، تهدید به کار نبرید، به هدفهای شخصی طرف نیز توجه کنید، امنیت شغلی اورا متزلزل نسازید، ابتکارات را تشویق کنید، مقاومت در برابر انتقاد را بشکنید، کارمندان را در جریان انتقاد دخالت دهید، آنها را متقاعد سازید که کارشان مهم است، از انتقاد برای جایگزین سازی کار بهتر استفاده کنید. نشان دهید که پاسخ مثبت او، دارای منافعی برای خود اوست، از محركهایی مانند آزادی و مسئولیت بیشتر بهره ببرید. به اهمیت شغلی طرف تأكید کنید، به او عزت نفس دهید، (اگر زیر دست شماست) به او نشان دهید که چرا وچگونه شغلش مهم است، از نقطه نظر مرئوس درباره ی موضوع انتقاد آگاه شوید، پیشنهادات او را جویا شوید، توجه کنید که هیچ کس بی عیب نیست، انتظارات سطح بالا نداشته باشید.{عظموا اقدارکم بالتغافل عن الدنی من الامور} مدارا با اشتباهات جزئی کارمندان سبب همدلی بیشتر کارمند و استاندارد بهتر کار می شود. (187-194)

انتقاد از همکار

طوری رفتار کنید که تلقی رئیس بازی نشود. نوعی پیشنهاد همکاری تلقی شود. از رقابت بی مورد بپرهیزید. از بحث وجدال بپرهیزید. به اصل همکاری تأكید کنید، از کلماتی مثل ما استفاده کنید. فواید مشترک را یادآور شوید. شما موافقت کنید ولی نشان دهید که دیگران موافقت نخواهند کرد. نظرات را این طور شروع کنید. (به نظر من هم این طور می آمد که ...)، (من هم قبلاً این طور بودم تا این که ...)(195-198)

انتقاد از رئیس

ظریف است. معمولا انتقاد ناپذیرند. نشان دهید لیاقت انتقاد کردن را دارید. (بیشتر و بهتر کار کنید. بیشتر رفت و آمد داشته باشید. نشان دهید برای نظرات رئیستان ارزش قائلید. زمان ومکان مناسبی را انتخاب کنید. از رئیسی که بین شما و او یک واسطه وجود دارد انتقاد نکنید که هر دو می رنجند. از پیشنهادهای «انتقادکنید» رؤسا فریب نخورید. انتقاد متوجه وظایفی باشد که اثر مستقیم روی کار شما دارد، آنچه را که می خواهید بگویید، دقیقا آماده کنید. از اطلاعات وارقام موید استفاده کنید. خود را اگاه وخیر خواه نشان دهید. قبلاً ببینید که آیا انتقادپذیر هست یا نه، آیا طرز فکر او قابلیت انعطاف دارد؟ اگر ندارد به هیچ وجه انتقاد نکنید زیرا ممکن است فرد خطرناکی برای منصب او تلقی شوید. حرف خود را به عنوان یک وحی منزل مطرح نسازید. یک گفتگوی دو طرفه را آغاز کنید. خلاصه ای از وضعیت جاری مطرح کنید. انتقاد را مطرح کنید. بر توان جایگزینی آن تأكید کنید. تصمیم گیری را به رئیس واگذار کنید. انتقاد را از زبان شخص خودتان مطرح کنید تا بوی توطئه استشمام نشود. رئیستان را مقصر جلوه ندهید، بلکه وضعیت جاری را مقصر معرفی کنید. محتوای انتقاد را مهم و قابل شنیدن جلوه دهید. برای حل مشكل، از رئیس خود کمک بخواهید. این کار باعث فرو خوابیدن خشم او و ایجاد روحیه کمک خواهد شد. (198-205)
- اگر رئیستان دائم از شما ایراد می گیرد؛ درخواست ملاقاتهای منظم هفتگی کنید.گزارش کار ارائه دهید. خواستار ارائه رهنمود ها شوید. (205-206)
- اگر همکارتان دائم به شما ایراد می گیرد، اظهار خو شحالی کنید و از او بخواهید که اگر جای شما بود چه می کرد؟ و یا این که چه راه حلهایی دارد و... تا انتقاداتش قطع و یا سازنده شود .(206-207)
- اگر مرئوستان برای ارئه گزارش بهانه تراشی می کند به او بگویید: (دوست دارم گزارشتان را به موقع داشته باشم، اگر چه اشتباهاتی داشته باشد. )(208)
- اغلب رؤسا از بهانه تراشی متنفرند. (210)
- اگر به دلیل تأخیر کارمند زیر دستتان، نتوانستید گزارش را به موقع برای رئیستان آماده سازید؛ انتقاد رئیس را بپذیرید و بهانه نتراشید. مشكل شما با کارمند زیر دست است. اورابه کار ترغیب کنید. (210)
- اگر رئیستان پشت سر شما غیبت کرد و شما فهمیدید، به نزدش بروید و از او بپرسید که آیا فلان سخن شوخی بوده یا جدی؟ آیا شوخی می کردید؟ (همیشه خواسته خود را با سؤالی تمام کنید که دوست دارید آن گونه پا سخ دهند. ) اگر شوخی نمی کرد که هیچ  ولی اگر شوخی کرده بود، با متانت بگویید: (دوست ندارم در نزد همکارانم مورد استهزاء قرار بگیرم .) (209-210)
- اگر رئیستان با شما خیلی خصومت می ورزد، خیلی آرام و بزرگ منشانه واكنش نشان دهید. صریح باشید (من مخالفم! ...) اگر عصبانی شد بگویید (برای من مهم است. الان می روم ساعتی دیگر با هم صحبت می کنیم. ) خود را استوار نگه دارید. واكنش او را نادیده بگیرید. به تدریج احتمالا دشمنی او کم می شود. (209)

انتقاد از خود

«انسان ارامش نخواهد داشت مگر آنکه خودش را قبول داشته باشد.» (مارک تواین )(211)
برای بسیاری از ما، انتقادی سخت تر از انتقاد از خود وجود ندارد .(211)
تصویر ما از خودمان، در بیرون شکل گرفته و به ذهن تحمیل می شود. (212)
«ما خود را آن طور می بینیم که دیگران ما را می بینند. » رابرت برنز (212)
سرزنشهای مکرر والدین می تواند رشد شخصیت کودک را متو قف سازد. (212)
انتقاد از خود، می تواند بسیار مخرب و یا بسیار سازنده باشد. (212)

ترس از شکست

نظارت دقیق بر شکست نخوردن، شکست را در پی دارد. (213)
یک اشتباه یا شکست همیشگی نیست. (214)
آدم ترسو، از دست زدن به کارهای جدید خود داری می کند و این امر رکود می آورد. (214)

نیاز به کامل بودن

احساس نیاز به کمال در حد اعلای خود، یکی از ویژگیهای انتقاد منفی از خود است. (214)
- به هنگام احساس نیاز به کمال مطلق، اگر پیروزی حاصل شود، شخص لذت نمی برد زیرا مطابق انتظار او بوده است، اما اگر به جای شاگرد اول، شاگرد سوم شود، آن را نوعی شکست، با بار منفی مضاعف تلقی می کند. (216)
- اگر خود را به خاطر داشتن پاره ای از احساسات، بی دلیل سرزنش کنیم، احساس عاطل و باطل بودن خواهیم کرد. (216)

انتقاد سازنده از خود

دقیقا موارد انتقاد را مشخص کنید. خودتان را فرد دیگری تصور کنید. با خودتان گفتگو کنید. دلیل یا دلایل انتقاد را دقیقاً مشخص کنید. در یک دفترچه یادداشت ویژه، انتقادهایی از خودتان را بنویسید. چند هفته بعد، زمینه های اصلی انتقاد مشخص می شود. ارتباطات را مشخص کنید. عامل اصلی را تشخیص دهید و در رفع آن بکوشید. (217-218)
یادداشت کردن انتقادات از خود، مهمتر ها را مشخص می کند. همزمان نمی توان اقدام کرد. مهمترها را باید اول انجام داد. (218)
اگر در هنگام اصلاح ،از موارد ساده تر شروع کنید، احساس شایستگی به شما دست می دهد.(218)
برای انتقاد از خود: دو صندلی بگذارید. روی یکی بنشینید ونقش انتقاد کننده را ایفا کنید و روی دیگری بنشینید و نقش انتقاد شنونده را بازی کنید. (219)
به هنگام انتقاد از خود، از توجه به جنبه های مثبت مسأله غافل نشوید. (221)
بر اشتباهات خود تأكید زیاد نکنید. نقاط قوت خود را نیز ببینید. (223)
به دیگران کمک کنید.کاری که دوست ندارید انجام دهید. تشویقهای دیگران را بپذیرید. (223)
اگر تحسین دیگران را بپذیرید، عزّت نفس خود را ترمیم خواهید کرد. (223)
بکوشید کاری کنید که مطمئن از موفق شدن در آن نیستید. (223)
مشكلات را همیشه به صورت فرصتهایی برای موفقیت ببینید و نه به عنوان علائم شکست. (223-224)
- از این که کاملاً مطابق انتظارات دیگران نیستید خود را سرزنش نکنید. شما از دیدگاه کسانی که به شما علاقه دارند، فرد بسیار خوبی هستید، به این جنبه نگاه کنید. (224)
انتقاد سازنده را جزء جدانشدنی تفکر خود در آورید. فنون آن را بیاموزید. آن را یک عامل پشتیبانی عاطفی تصور کنید كه بسیار سود مند است. (224)
شما می توانید با طرح برخی نمودارها، محورها و پرسشها به ارزیابی وضعیت خودتان در برابر انتقادات شخصی و جمعی بنشینید. شما می توانید با ثبت انتقادات، احساسات و رفتارهای خودتان در یک دفترچه به وضعیت خود، نگاهی دقیقتر داشته باشید. (225-234)

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

در باره سکولاریسم


بسم الله الرحمن الرحیم

1. چند نمونه از کشورهای بزرگ دست کم با 70 میلیون جمعیت را که سکولاریسم در انها موفق عمل کرده نام ببرید. به شرط آنکه 220 هزار نفر را فقط در دو شهر هیروشیما و ناکازاکی زنده زنده نسوزانده باشند و یا جنگ جهانی دوم را با 52 میلیون کشته و زخمی رقم نزده باشند و یا سالها کشورهای مستضعف جهان از جمله ایران، مصر و هند را با سلطه استعماری خود غارت نکرده باشند و یا مانند رژیم استالین متهم به قتل 20 میلیون انسان نباشند و یا مانند رژیم آتاتورک متهم به قتل عام ارامنه نباشند و یا مانند برخی رژیمهای دیگر ثروت خود را با غارت سرخ پوستان به دست نیاورده باشند.

2. قرآن مجید در سوره مائده آیات 44 تا 47 هر کسی را که بر اساس آنچه خدا فرستاده است حکم نکند ظالم فاسق و کافر نامیده است.
3. مشکلات موجود در جامعه کنونی ما را ریشه یابی کنید کدام به خاطر اجرای اسلام بوده است و کدام به این دلیل پدید آمده است که در آن نقطه خاص یا به قوانین اسلام درست عمل نشده است و یا عنصر تدبیر و برنامه ریزی مدیری ضعیف بوده است.

4. ممکن است کشورهای زیر را به عنوان نمونه های موفق سکولاریسم یاد کنید. در اینجا نگاهی به این کشورها می اندازیم:
1.      آمریکا
آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم فقط در دو شهر ناکازاکی و هیروشیما حدود 220 هزار انسان را یک جا زنده زنده کباب کرده است و سوزانده است. غیر از این دهها شهر ژاپن و آلمان را هدف بمباران های خود قرار داده است و تنها خدا می داند که چه تعداد انسانهای بیگناه در این بمبارانها کشته و مجروح شدند.
آمریکا با مداخله در نبردهای بسیاری در گوشه و کنار عالم، مانند جنگ دو کره، جنگ دو ویتنام، و جنگ اسرائیل با مسلمین به طور مستقیم یا با واسطه سبب مرگ هزاران انسان بیگناه شده است.
آمریکا با حمایت از صدام حسین در تجاوزش به ایران و آزاد گذاشتن دست او در استفاده از سلاح های شیمیایی سبب شد دهها هزار جوان ایرانی و عراقی شهید یا کشته و مجروح گردند، حکومت صدام در برابر حملات رزمندگان اسلام سقوط نکند و تمام جنایات بعدی این حکومت به پای حامیان آن هم هست.
آمریکا دولت های مردمی متعددی را در نقاط مختلف جهان سرنگون ساخته است مانند دولت مصدق در ایران و دولت آلنده در شیلی.
آمریکا در معاملات متعددی اموال مردم محروم جهان سوم را غارت کرده است. برای نمونه، شاه سابق با پرداخت شش میلیارد دلار، چهار آواکس هر کدام یک و نیم میلیارد دلار خرید که قرار شد سال 1361 به ایران تحویل شوند. آمریکا در همان زمان نوع پیشرفته تر آواکس را به مبلغ هر یک 256 میلیون دلار به انگلیس فروخت. سال 61 فرا رسید اما آمریکا به بهانه تحریم ایران از دادن این هواپیماها خودداری کرد. اگر تنها در این معامله ارزش این کلاهبرداری به قیمت روز سنجیده شود دست کم 50 میلیارد دلار به بهای امروز دلار از مال این مردم به یغما رفته است حتی اگر هواپیماها تحویل می شد که نشد.
آمریکا در تیر 1367 یک هواپیمای مسافربری ایران با حدود 300 سرنشین را به عمد سرنگون کرد و بعد آن را به اشتباه ناو نسبت داد در حالی که به جای محاکمه فرمانده ناو وینسنس، به او مدال هم دادند. این نشان از این داشت که او مجری دستور مقامات بالا بوده است. گفته می شود مقامات آمریکایی محرمانه به مقامات ایران پیام فرستاده بودند که این سرنگونی عمدی بوده است و هدف این بوده است که به شما بفهمانیم ما از کشتن بی گناهان ابایی نداریم. این مقدمه استفاده از سلاح اتمی بوده است و اگر قطعنامه 598 را نپذیرید از سلاح اتمی هم سود خواهیم برد. این امر از جمله دلایلی بود که امام خمینی (ره)  ناچار شد جام زهر بنوشد و قطعنامه 598 را بپذیرد. هر چند این قطعنامه در شرایط دست بالای ایران تنظیم شده بود و امتیازات خوبی برای ایران در نظر گرفته شده بود.
دولت آمریکا مدافع آزادی همجنس بازی، سقط جنین، روابط آزاد جنسی و ... می باشد. دولت آمریکا بیش از دو میلیون نفر را در زندان دارد. خبرهایی که از برخی زندانها مانند ابوغریب، بگرام و گوانتانامو به بیرون درز کرده است حاکی از نقض شدید و مکرر حقوق بشر در این زندانها دارد.
بخش مهمی از درآمد آمریکا از راه تجارت سکس تأمین می شود که به بهای گسترش فساد اخلاقی در سراسر جهان هزاران فیلم پورنو و نزدیک به پورنو، جوانان را در نقاط مختلف جهان به مسیر فساد سوق می دهد.
آمریکا با جذب مغزهای جهان سوم، حاصل تلاش اینان را در مسیر اهداف خود استفاده می کند. چنین است که آمریکا با 16 درصد جمعیت جهان، 61 درصد مصرف جهان را دارد. تازه با این حال مردم آمریکا هم همه در رفاه نیستند. 90 درصد ثروت آمریکا در دست 10 درصد جمعیت آن است. شاید یادتان باشد چندی قبل خبرهای متعددی پخش شد که بسیاری از آمریکایی ها از پرداخت اقساط منزل عاجز شده اند و بانکها نیز آنان را از خانه ها بیرون می کنند.
هنوز سالانه تعداد زیادی کودک ناقص الخلقه در عراق متولد می شوند که یادگار استفاده از بمب های حاوی اورانیوم ضعیف شده است. آیا چنین کشوری می تواند الگوی مناسبی برای سکولاریسم باشد؟
2.      آلمان: دولت آلمان دو جنگ جهانی با دهها میلیون کشته و مجروح تنها در یک قرن اخیر به راه انداخته است. اسرائیل مدعی است هیتلر، شش میلیون یهودی را قتل عام کرده است. گفتنی است دولت هیتلر با روشهای دموکراتیک به قدرت رسیده بود و واقعا محبوبیت مردمی داشت. با این که دولت ایران از سهامداران اصلی فولاد گروپ آلمان است اما دولت این کشور از انتقال فن آوری پیشرفته تولید فولاد به ایران جلوگیری می کند تا مبادا اسرار فولاد آلمان افشا شود. هزاران مجروح شیمیایی ایران، شرکت های آلمانی را مقصر در فروش مواد خطرناک شیمیایی به عراق می دانند.آیا چنین دولتی با چنین پیشینه ای نمونه موفقی از سکولاریسم است؟
  1. فرانسه، ژاپن و اسپانیا هم در تاریخ خود سوابق متعددی از حمله به کشورهای دیگر و استعمار کشورهای متعددی در قاره های مختلف جهان دارند.
  2. کره جنوبی: حدود 27  تا 30 سال پیش در نشریه دانستنیها خواندم که در کره جنوبی تعطیلات رسمی کلا شش روز است. حداقل ساعت کار 10 ساعت است و به جای هفته دهه دارند. یعنی هر 9 روز یک روز تعطیل هستند. مرخصی سالانه هم 10 روز در سال است. یک مدیر کره ای با افتخار می گفت که در طول 30 سال خدمت تنها 2 روز مرخصی رفته است. نمی دانم این وضع تا هنوز ادامه دارد یا خیر! اما قرآن می گوید هر که دنیا را بخواهد به او می دهیم. اگر مردم ما هم با این شدت کار کنند طبیعی است که ما هم مانند کره یا پیشرفته تر از او خواهیم شد اما آیا می توان از مردم ایران انتظار داشت با این شدت کار کنند؟ با این حال، سود بسیاری از کارهای مردم کره جنوبی به جیب سرمایه گذاران آمریکایی می رود. شاید به همین دلیل است که محبوبیت آمریکا در بین دانشگاهیان کره ای بسیار پایین است.
  3. هندوستان، برزیل، بنگلادش، فیلیپین و مکزیک: مردم بسیاری در این کشورها ازفقر شدید رنج می برند. گمان نمی کنم الگوهای موفقی برای سکولاریسم باشند.
  4. مالزی: مالزی چنانکه خود گفته اید شرایط ما را ندارد. 28 میلیون جمعیت در سرزمینی حدود یک پنجم ایران، اما خوب است بدانید بانی پیشرفت مالزی ماهاتیر محمد بوده است و او گفته است هر بار در کار دچار مشکل می شدم به قرآن رجوع می کردم و چاره کار را در آن می جستم. او توانست در مدت حدود 23 سال نخست وزیری خود، میزان فقر را از 77 درصد به 4 درصد کاهش دهد اما او نیز مانند حافظ معتقد است هر چه دارد همه از دولت قرآن دارد. مردم مالزی در مراسم عروسی خود هم قرآن می خوانند. مدعوین به نوبت هر یک نیم صفحه قرآن می خوانند. مسلمانان این کشور به اجرای احکام شریعت از جمله به پرداخت زکات و انجام حج متعهدند. با این حال، دولت مالزی تدبیر و مدیریت خوبی در کارهای خود دارد که می توان از برخی تجارب انها سود برد. اگر این تدبیر و مدیریت منابع مالی در کشور ما هم باشد اگر پرداخت زکات در کشور ما هم جدی گرفته شود می توان انتظار داشت سطح فقر به سرعت کاهش یابد.
  5. مقصود از اشاره به آیات 44 تا 47 سوره مائده این بود که یادآور شوم نمی توان مسلمان بود و همزمان اعتقاد داشت قوانین بشری برتر از قوانین الهی است. کسی که خدا بشناسد چنین چیزی حتی به فکرش هم خطور نمی کند چه رسد به این که بدان باور هم پیدا کند.
  6. مخالفت بنده با سکولاریسم به معنای طرفداری از دیکتاتوری نیست. من طرفدار اجرای دقیق نامه 53 نهج البلاغه هستم که منشور سیاست اسلامی است. چند سال قبل روایتی خواندم که محتوای این نامه در واقع آموزش هایی بودند که جبرئیل از جانب خدای رحمن به رسول الله (ص)  آموخت و او نیز به امیر المؤمنین علی (ع)  آموخت و ایشان نیز خلاصه ای از آن آموزشها را برای مالک اشتر زمانی که او را به عنوان فرماندار مصر منصوب کرد نوشت. از این نامه تنها یک جمله نقل می کنم: و آس بینهم فی اللحظه و النظره و در بین مردم  در نگاه کردن عادی و نگاه با گوشه چشم هم مساوات برقرار کن! (لحظه در عربی به معنای نگاه با گوشه های چشم است.)
  7. فعلا به همین اندک بسنده می کنم. از ادب و متانت شما در پاسخ هایتان تشکر می کنم.

۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

حجاب: فواید و ضررها


نویسنده این سطور خواهران گرامی را به یک داوری دعوت می کند. این جدول بر مبنای تجربیات نویسنده که 22 سال سابقه تدریس در سطح آموزش عالی دارد تنظیم شده است. مقصود از با حجاب، زنی است که پوشش کامل اسلامی را رعایت می کند. جز گردی صورت و دست تا مچ، هیچ قسمت از بدن خود را در معرض دید نامحرمان قرار نمی دهد. از پوشیدن لباس های تحریک کننده و نیز آرایش چهره در برابر نامحرمان می پرهیزد و با آنان نازک سخن نمی گوید.

ارزیابی حجاب

1.      رضایت خدا را در پی دارد زیرا حجاب اجرای آیه 31 سوره نور و برخی آیات دیگر الهی است.
2.      رضایت رسول خدا (ص)، ائمه هدی (ع) و فاطمه زهرا(س) را در پی دارد زیرا اجرای دستور خدا همواره مورد عنایت و تأکید معصومین علیهم السلام بوده است.
3.      رضایت شهدا و مادران شهدا را در پی دارد زیرا شهدا و مادران شهدا همواره بر اجرای حجاب تأکید داشته اند.
4.      رضایت علمای دین را در پی دارد زیرا اجرای دستور خدا همواره مورد عنایت و تأکید  علمای دین بوده است.
5.      رضایت والدین متدین و اقوام مذهبی را در پی دارد زیرا والدین متدین و اقوام مذهبی همواره بر اجرای حجاب تأکید داشته اند.
6.       رضایت مجریان قانون را در پی دارد زیرا زیرا طبق قوانین کشور رعایت حجاب اسلامی الزامی است.
7.      رضایت اساتید و معلمان مذهبی را در پی دارد زیرا اجرای دستور خدا همواره مورد عنایت و تأکید  اساتید و معلمان مذهبی بوده است.
8.      خشم منافقین، لاتها و افراد بیماردل را در پی دارد زیرا یک وسیله هوسرانی برایشان محدود می شود.
9.      خشم دشمنان دین از شیطان بزرگ تا شیاطین انسان نما را در پی دارد زیرا دشمنان دین همواره با اجرای فرامین خدا مخالف بوده اند.
10.  خشم هوای نفس را دشمن ترین دشمنان تو هوای نفس تست.
11.  امنیت بیشتر را در پی دارد زیرا حجاب مصونیت است نه محدودیت
12.  کمک به فروپاشی خانواده ها را در پی ندارد زیرا مردان متأهل با دیدن زنان جوان بد حجاب به فکر ازدواج مجدد می افتند.
13.  کمک به افزایش ازدواج را در پی دارد زیرا مردان مجرد از راه ارتباط با زنان بدحجاب نیازشان تأمین می شود و کمتر احساس نیاز به ازدواج پیدا می کنند.
14.  کمک به افزایش طلاق را در پی ندارد زیرا ازدواج با افراد بد حجاب اغلب با علاقه شدید قبل از ازدواج همراه است. این علاقه شدید، مانع از تشخیص معایب فرد توسط خواستگار می شود. پس از ازدواج، با رو شدن معایب فرد، احتمال ناسازگاری و طلاق بالا می رود.
15.  کمک به بالا رفتن سن ازدواج و گرانتر و  دشوارتر شدن آنرا در پی ندارد زیرا ازدواج با افراد بد حجاب اغلب با علاقه شدید قبل از ازدواج همراه است. این علاقه شدید، سبب قبول شرایط دشوار و پر هزینه توسط خواستگار می شود.
16.  کمک به فساد و ناامنی را در پی ندارد زیرا بدحجابی، توقعات زن را بالاتر می برد، شرایط ازدواج را دشوارتر می سازد و سن ازدواج را افزایش می دهد. در چنین شرایطی، همه جوانان نیازمند ازدواج نمی توانند عفت خود را حفظ کنند.
17.  کمک به یافتن شغل در اماکن مشکوک را در پی ندارد زیرا بدحجاب، هواهای نفسانی برخی کارفرمایان هوسران را تا اندازه ای تأمین می کند.
18.  کمک به یافتن شغل در اماکن سالم را در پی دارد زیرا برای استخدام در مشاغل دولتی و مؤسسات مذهبی رعایت حجاب الزامی است.
19.  احتمال اعتیاد به مکالمه تلفنی خاص با نامحرمان را در پی ندارد زیرا ربط چندانی به حجاب ظاهری ندارد. مکالمه تلفنی خاص با نامحرمان، در صورت تکرار برای دختران اعتیاد آور است. از جمله دلایل برخی از طلاقها، دشواری ترک چنین اعتیادی برای برخی خانمها می باشد.
20.  کمک به سلامت پوست را در پی دارد زیرا امروزه با افزایش لوازم آرایش تقلبی، پوست اغلب دختران بدحجاب آسیب زیادی می بیند که اگر در جایی مانند دانشگاه آرایش نکنند خود را نشان می دهد.
21.  تحریک نگاههای حرام را در پی ندارد زیرا بد حجاب زیباییهای بدن خود را در معرض نگاههای حرام قرار می دهد.
22.  تحریک متلک گویی را در پی ندارد زیرا  این بدحجاب است که نگاههای حرام را تحریک می کند.
23.  افزایش احتمال ازدواج را در پی دارد زیرا اغلب جوانان دوست دارند با دختری عفیف و با حجاب ازدواج کنند.
24.  کاهش درصد مزاحمت را در پی دارد زیرا بدحجابی از نظر بیماردلان به معنای اجازه ایجاد مزاحمت است.
25.  افزایش کار کلانتریها را در پی ندارد زیرا با افزایش مزاحمت بیماردلان، درگیریها و مسائلی پیش می آید که کار کلانتریها را افزایش می دهد.
نگاهی به آیات حجاب در قرآن مجید:
و به زنان با ايمان بگو: «ديدگان خود را [از هر نامحرمى‏] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه [طبعاً] از آن پيداست. و بايد روسرى خود را بر گردنِ خويش [فرو] اندازند، و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش‏] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن‏] بى‏نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند، آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمين‏] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه كنيد، اميد كه رستگار شويد. (نور: 31)
اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! (احزاب: 32)
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است. (احزاب: 59)